سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

349

تاريخ ايران ( فارسى )

اسكندر بعد از اين فتح به طرف بند امير راند و در آن‌جا امر بساختن پل نمود و از آن گذشته باستخر پايتخت پادشاهان بزرگ درآمد و در آنجا يكصد و بيست هزار تالان معادل با بيست و هشت ميليون و دويست و نود هزار پوند با غنائم بيشمار ديگر بدست آورد . بطوريكه پلوتارك مينويسد ده هزار گارى قاطرى و پنجهزار شتر براى حمل و نقل اين خزائن لازم بود ، خوانندگان نبايد اين رقم كثير را به نظر تعجب نگريسته و آن را حمل بر اغراق كنند ، چنانچه شما بخاطر بياوريد كه از تمام بلاد آسيا طبقه بعد طبقه منالغ خطير هنگفتى بپادشاه بزرگ ميرسيده است البته رفع اين تعجب خواهد گرديد و نيز ميدانيم كه بعد از انتشار ثروت بىپايان چه رواجى در تجارت دنياى متمدن پيدا شده است ، بالجمله پاسارگاد نيز به تصرف درآمد . قصور عاليهء پرس‌پليس طعمهء حريق گرديد و بقتل‌عام سكنه فرمان دادند ، آريان مىنويسد كه اين عمل تلافى خطاهائى بود كه پارسيان در يونان ويژه در آتن مرتكب شده بودند و اين بعيد نيست همينطور باشد كه مورخ مزبور گفته است ، زيرا كه ميدانيم عدهء زيادى از اسراى يونانى در استخر حضور فاتح آمده و ناله‌هاى آنها براى انتقام طبعا لشكريان را باينكار واداشته است . شرحيكه پلوتارك در اينباب نوشته دريدن « 1 » شاعر معروف انگليسى همانرا گرفته بنظم درآورده و چنين سروده است تيموتيوس « 2 » فرياد مىكند . انتقام ، انتقام . ارواح انتقام را به‌بين كه برخاسته ، مشاهده كن مارهائى را كه پرورش داده‌اند چطور از ميان گيسوهاى خود صفير ميزنند و جرقه‌هائى كه از چشمان آنها برق مىزند . اينان اشباح يونانيانى هستند كه در جنگ كشته شده‌اند و ابدان آنها بدون دفن و كفن در صحرا افتاده . بكش انتقامى كه درخور اين مردمان رشيد است . ببين مشعلها را كه چگونه به بالا مياندازند ، چگونه مساكن پارسى و معابد درخشان خدايان مخالف ايشان را نشان ميكنند ، شاهزادگان با سرور خشم‌آميز تحسين گفتند ، پادشاه براى انهدام مشعلهء بدست گرفت ، تائيس « 3 » رهنمائى كرد و او را بمطلوب وى رسانيد مانند هلن « 4 » ديگر تروى « 5 » ديگر را آتش زد » .

--> ( 1 ) - Dryden . ( 2 ) - Timotheus . ( 3 ) - Tais . ( 4 ) - Helen . ( 5 ) - Troy .